عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
48
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
داشتند اشارت بسقف آن صفه فرمودند . آبى ظاهر گشت . فرمودند اين آب را بنوش كه شفاى جمله امراض است و بعد فرمودند اين مكان مباركى است در جنب آن چشمه آبى ظاهر ميگردد كه زائرين اين مقام بىوضو و تطهير داخل نشوند و بعد همان عصارا در آن صفه بسنك فرو - نشاند ، درخت سبز گشت . شخص كامل از خواب بر آمده بامداد به آن مكان شريف شتافته از سوراخ آبجه كهره آبى جارى مشاهده كرده تجديد وضو نمود و وارد به آن صفه گرديد . از چشمهء متقاطره [ 45 پ ] سقف بنوشيد ، امراض جسمانيه و علل نفسانيهء خود را شفا [ يافته ] ديد و در لب آن صفه درخت سبزى ملاقات نمود و لحظهاى در پاى آن بياسود و بعد مراجعت كرده اهل قريهء كله را بوقايع اتفاقيه هدايت فرمود و آن مقام شريف را به قدمگاه موسوم ساخت ، و الى زماننا هذا همه آن آثار و علامات ظاهر و لايح است و اهل نياز شبهاى عزيز بدان قدمگان زاير گشته از آن استشفا نموده نذرها از قبيل آش و حلوا و غيرهها بجاى مىآورند و چراغها مىافروزند و از براى وصول بمراد و مقصود خود رشته از لباس خود به آن درخت خشك غير معروف كه عبارت از عصاى مبارك آنحضرت است ميبندند و باندك زمانى بمراد خويش فايض ميگردند . مع القصه جائى به آن روح و فضا و مباركى و صفا در تمام ربع مسكون ديده نمىشود و از عجايب روزگار آنكه بفاصلهء پانصد ذرع نزديك قدمگاه مزبور سوراخى است در دل آن كوه كه مانند ديوارى از سنگ خارا ظاهر گشته قريب پانزده [ 46 ر ] ذرع بفراز آن كوه كه مانده ، در سالهائى كه پر آبه است يعنى در پائيز و بهار و زمستان ابر و باران كامل